عبد المحمد آيتى
194
تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )
جمال الدين چند تومان از آن مال را پس از وام ادا كرد و بارها از ايلخان خواست تا به حساب او درست رسيدگى شود و مخارجى را كه كرده و مبالغى را كه برحسب فرمان به ارباب استحقاق رسانيده حساب كنند و از آن بكاهند و بعد از اقامت دو ساله در اردو و وقوع اخراجات بىمنتهى ، بيرون از آنچه در اردو به التون تمغا رسانيده بود چهل و پنج تومان باقى ماند و اين مقدار بر اعمال شيراز متوجه بود حكم شد تا مواجهه كرده مال را وصول نمايند ملك اسلام بار ديگر مورد لطف ايلخان واقع شد ولى ملكاسلام از قبول حكومت و مقاطعهء سال نو سرباز زد و استعفا خواست و چندانكه ابرام بيشتر مىنمودند ملك اسلام نيز استنكاف بيشتر مىكرد . پس به حكم فرمان ، ممالك بر و بحر شيراز را بر شانزده بلوك قسمت كردند و در مدت سه سال كه ابتداء آن سال 698 هلالى بود به مبلغ هزار تومان ( - ده هزار هزار دينار ) زر مقاطعه را موامره به التون بيلكا و مفاصاة با آل دادند و از ادرارات و مسامحات و مواجب سپاهيان و كارگزاران هشتاد هزار دينار تنقيص فرمودند و ارباب شيراز در باب اسقاط و اثبات آن روزها بمنازعه پرداختند . از حكم فرمان مقرر شد كه بيست هزار فدّان زمين به ديوان خالصات خاصّهء پادشاه واگذار كنند و از آن جمله سه هزار جفت در بغداد و اعمال آن مقرر گردانند و سه هزار فدان در ولايت شيراز برحسب وسعت بلوكات و بقيه را حسب الامكان و المكان در روم و عراق و آذربايجان و ديار بكر با تخم و تقاوى و مخارج آن مرتب سازند . و در هر سال مقابل هر يك فدّان محصول ، شصت و يكدينار و چهار دانگ وجه نقد به ديوان خالصات بپردازند و پس از خاتمهء مدت مقاطعه ، فدّانات و تخم با آلت فلاحت و ساير مؤنت عمارت بىنقصان تسليم ديوان عمارت خاصه كنند و چنانچه موجود نباشد در عوض در هر يك جفت گاو با تخم و تقاوى صد و هشتاد و پنج دينار ادا كنند . و مال خزانه را به اقساط معين در مدت سه سال بدون تعلّل طلاى جايز و نقرهء طلغم بپردازد . هر مثقال طلا معادل چهار دينار رايج و هر مثقال طلغم موازى يك دينار . [ 350 ] و در تمام ممالك ايلخانى همهء سكهها را بدين نسبت ضرب كردند و رايج ساختند . و نيز حكم شد كسانى كه ولايات شيراز را مقاطعه كردهاند براى گرفتن مال ، رعايا را آزار نكنند و خطاب تقدمه و تسعير نكنند و پس از آنكه يكى از امراء بزرگ خط داد و اين امر را از جانب ايشان كفالت و ضمانت كرد اجازهء رفتن به صوب محل خود و تصرف يافتند . آنگاه شحنگى ملك بر ساداق ترخان مقرر شد و ملك معظم شرف الدين مخلص الملك سمنانى به